print rating کد خبر: 50411/ تاریخ مخابره: 1398/8/19 9:5:0 / تعداد بازدید : 118 نفر

»صفحه اصلی/ سیاسی
اعتبار بالای حرف یک دوست تا به کجا ؟!
حسین مداحی : اعتبار بالای حرف یک دوست تا به کجا ؟! مطلقاً چنين چيزى نيست . اگر كسى چنين تصور كند، تصور خطائى است؛  اگر نسبت بدهد، گناه كبيره‌اى انجام داده . نظرات و مواضع رهبرى همينى است كه صريحاً اعلام ميشود.

به این واقعه و توضیح بعدش ، تا جاییکه ذهنتان توانایی دارد فکر کنید و ببینید اگه شما بودید چیکار می کردید !

در یک تشکّل دینی ، عده ای دور هم نشسته بودند .
یکی از افراد تشکل ، امام جعفر صادق علیه السلام بودند که به صورت ناشناس در جمع شرکت کرده بودند و خیلی از حاضرین و یا شاید همه ، ‌ایشان را نمی شناختند .
بحث دینی بین حاضران بالا گرفت .
یکی از افراد که شاید فرد غرض ورزی هم نبود ، گفت :
دوستان اجازه دهید حدیثی را برای شما از جعفر بن محمد ( امام صادق ) در این زمینه نقل کنم .
امام صادق علیه السلام هم که در جمع حضور داشتند به این فرد با دقت نگاه کرده تا ببینند چطور نقل قول می کند.
آن مرد شروع کرد به گفتن و مطالبی غیر واقع و غیر دینی را به نقل از امام صادق علیه السلام با یک پوشش دینی برای مردم بیان کرد .
در میان صحبت های وی ، امام صادق اجازه ی صحبت خواسته و سپس فرمودند :
ای مرد ! تا آنجایی که من جعفر بن محمد را می شناسم وی هیچوقت چنین مطالبی را نمی گوید چرا که این مطلب بنا به این دلایل ، غیر شرعی بوده و درست نیست .
آن مرد گفت : این سخنان از جعفر بن محمد ، سخنان بسیار معروفیست !
امام صادق به وی فرمودند :
آیا خودت این سخنان را از جعفر بن محمد شنیده ای ؟!

مرد گفت : خیر . خودم نشنیده ام . اما دوستانم برایم نقل کرده اند .
امام صادق فرمودند :
شاید دوستانت به تو اشتباه منتقل کرده باشند . شاید هم دروغ گفته باشند .

مرد بر آشفت و گفت : دوستان من ، افراد اهل علم و فهمیده ای هستند . ممکن نیست که اشتباه فهمیده باشند .
امام صادق علیه السلام فرمودند :
شاید دروغ گفته باشند ؟!

مرد با ناراحتی آلوده به غضب به امام صادق گفت : خیر ، چنین نیست که میگویی !
امام صادق به او فرمودند :
ای مرد ! اگر من تو را به سوی جعفر بن محمد راهنمایی کنم و خود او به تو بگوید که چنین نگفته است آیا قبول خواهی کرد ؟

آن مرد در پاسخ امام صادق علیه السلام گفت :
خیر . قبول نمی کنم . چون دوستان من ، دوستان اهل اعتمادی بوده و مورد وثوق من هستند و هر کدام برای خود نه به اندازه ی جعفر بن محمد،اما اعتبار بالایی دارند .
امام صادق خطاب به جمع خود را معرفی کرده و فرمودند :
این قول از من نیست و سپس جمع را رها کرده و از آنجا بیرون رفتند .

توضیح :
نمی دانم تا به حال شده است که عده ای از نزدیک ترین دوستانتان برایتان نقل قولی از شخص مهمی داشته باشند یا نه ؟!
آنقدر آن دوست برایتان مهم است و به او اعتماد دارید که حرفش را بدون هیچ سند متقنی قبول می کنید .
مثلا دوستتان به شما می گوید خود من ، از ( مثلا ) رئیس قوه .... یا سردار ....  شنیدم که می گفت : … !
و نکات بسیار مهمی را به نقل از آن فرد برایتان نقل می کند که تا به حال نشنیده اید .
از طرفی آنقدر به دوستتان اعتماد دارید که احتمال نمی دهید ( خدایی ناکرده ) دروغ بگوید و یا اشتباه نقل قول کند .
و حرف او را بدون هیچ سند و دلیلی می پذیرید.
بعد از مدتی ،‌حرفی را که دوستتان از قول فلان فرد زده است و شما هم برای دیگران نقل کرده اید؛ برای شما به یک باور تبدیل می شود .
باوری که اگر حتی خلاف آنرا از کس دیگری بشنوید ، به هیچ عنوان قبول نمی کنید .
شاید حتی اگر خود آن فرد هم در یک مصاحبه ای خلاف آنچه را دوستتان برای شما گفته است بگوید؛ در ذهنِ خود ، او را به دو رویی و سیاست بازی متهم کنید .
در حالیکه باور شما بر اساس گفته ی یکی از نزدیکترین دوستانتان شکل گرفته است .


حال در این مواقع باید چه کرد ؟!
حرف نزدیکترین دوستتان با حرف یکی از مهمترین افراد جامعه متناقض باشد !
چه می کنید ؟!
حرف نزدیکترین دوستتان را می پذیرید یا حرف آن مسئول را ؟!
شاید اگر خود من باشم ،‌بشوم مثل همان مردی که زمان امام صادق بود و حرف دوستم را بپذیرم
و یا شاید هم بروم تحقیق ببینم دوستم درست می گوید یا نه !؟
شاید هم حرف آن مسئول را بپذیرم .
مهم نیست که من چه تصمیمی می گیرم .
مهم این است که تکلیف شرعی من چه باشد ؟!
مهم این است که من و شما بر اساس آنچه خداوند از ما خواسته است عمل کنیم .
مهم این است که ما خودمان را ببینیم و بدانیم چه وظیفه ای داریم.
اگر ما به تکلیف خود عمل کنیم خدا هم مارا در مقابل ندانسته هایمان کمک خواهد کرد .
به راستی شنیده ها چقدر مهم هستند ؟
دیده ها چقدر اهمیت دارند ؟
“فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ” برای کیست ؟
چه کسانی می توانند به این آیه عمل کنند ؟
آیا هر کس در هر مقامی صلاحیت تشخیص اتّباع احسن را دارد ؟
بیایید کمی به وظیفه ی شرعی مان فکر کنیم …
بیایید کمی تقوای سیاسی داشته باشیم…

پی نوشت بسیار مهم :
حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای ادام الله ظله علی رئوس المسلمین طی یک سخنرانی که در تاریخ سی و یکم مرداد ماه سال ۸۹ در جمع دانشجویان ایراد فرمودند ، اشاره ای تلویحی به این موضوع کرده اند .
حضرتشان فرمودند :

ببينيد، نبادا كسى تصور كند كه رهبرى يك نظرى دارد كه برخلاف آنچه كه به عنوان نظر رسمى مطرح ميشود، در خفا به بعضى از خواص و خلّصين، آن نظر را منتقل ميكند كه اجراء كنند؛ مطلقاً چنين چيزى نيست. اگر كسى چنين تصور كند، تصور خطائى است؛ اگر نسبت بدهد، گناه كبيره‌اى انجام داده. نظرات و مواضع رهبرى همينى است كه صريحاً اعلام ميشود؛ همينى است كه من صريحاً اعلام ميكنم.

انتهای پیام/
margin-right: -280px;
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

: