آرشیو مقالات سیاسی
 
 
 
print rating کد خبر: 11794/ تاریخ مخابره: 1394/6/18 23:30:0 / تعداد بازدید : 588 نفر

»صفحه اصلی/ سیاسی
سازش، سناریوی به‌محاق‌برنده‌ی آرمان فلسطین
سازش، سناریوی به‌محاق‌برنده‌ی آرمان فلسطین مریکا تلاش می‌نماید به طرق مختلف، جبهه‌ی مقاومت را در فلسطین سرکوب نماید و کارت مقاومت فلسطین را از دست ایران و محور مقاومت خارج کند تا به این ترتیب، به‌زعم خود، از محبوبیت و نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان اسلام، به‌عنوان مدافع اصلی فلسطین، بکاهد و ضمن افزایش چتر امنیتی برای رژیم اسرائیل، حاشیه‌ی امنیتی ایران را نیز کاهش دهد.
مقاومت، تنها راه رهایی قدس شریف
سازش، سناریوی به‌محاق‌برنده‌ی آرمان فلسطین
آمریکا تلاش می‌نماید به طرق مختلف، جبهه‌ی مقاومت را در فلسطین سرکوب نماید و کارت مقاومت فلسطین را از دست ایران و محور مقاومت خارج کند تا به این ترتیب، به‌زعم خود، از محبوبیت و نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان اسلام، به‌عنوان مدافع اصلی فلسطین، بکاهد و ضمن افزایش چتر امنیتی برای رژیم اسرائیل، حاشیه‌ی امنیتی ایران را نیز کاهش دهد.
گروه بین‌الملل برهان/ حمیدرضا منتظری؛ فلسطین از سال 1948 تا به حال بی‌گمان مسائل بسیاری را چون پیمان‌های متعدد صلح، جنگ‌های متوالی، درگیری‌های داخلی و... فراروی خود دیده است. در این میان و با گذشت سال‌ها، دو جبهه در قامت سازمان‌ها و نهادهای مختلف به وجود آمده‌اند که در ادبیات سیاسی خود فلسطینی‌ها، با عنوان گروه‌های سازشکار یا طرفداران ایجاد دو کشور اسرائیل و فلسطین در خاک فلسطین و در سویی دیگر، جبهه‌ی مقاومت یا طرفداران عدم موافقت در برابر طرح تشکیل دولت کوچک فلسطین در کنار به رسمیت شناختن دولت غاصب اسرائیلی، شناخته می‌شوند.
 
با گذشت سال‌ها از غصب سرزمین‌های فلسطین توسط رژیم صهیونیستی و با حمایت دولت‌های غربی سلطه‌گر و پررنگ شدن گاه‌وبیگاه مذاکرات سازش بین فلسطین و اسرائیل برای تشکیل دو کشور، حال سؤال اساسی این است که چه چالش‌هایی پیش روی جبهه‌ی مقاومت فلسطین وجود دارد؟ در این نوشتار تلاش داریم در پاسخ به این سؤال، به جایگاه مقاومت در گفتمان سیاست خارجی ایران و کارآمدی آن در منطقه‌ی استراتژیک غرب آسیا بپردازیم و ناکارآمدی سازش در مسئله‌ی فلسطین براساس تجارب تاریخی گذشته و همچنین چالش‌های پیش روی جریان مقاومت در فلسطین و موضع جمهوری اسلامی ایران در قبال این مسئله را بیان کنیم. در انتها نیز چالش‌های مترتب سازش احتمالی بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان پرچمدار و بزرگ‌ترین حامی جریان مقاومت در منطقه، مورد اشاره قرار خواهد گرفت.
 
 
جایگاه مقاومت در گفتمان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
 
مقاومت به‌عنوان یک اصل اعتقادی و راهبردی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، جایگاهی بی‌بدیل دارد و نظام اسلامی ایران طی 36 سال گذشته، به‌هیچ‌وجه از این اصل کوتاه نیامده و از حمایت‌های مختلف خود از محور مقاومت در منطقه، دریغ نکرده است.
 
در این راستا، می‌توان گفت یکی از نقش‌های هویتی و فراملی گفتمان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، دفاع از مستضعفان، مسلمانان و نهضت‌های آزادی‌بخش در سراسر جهان در قالب نظریه‌ی مقاومت و مقابله با نظم ناعادلانه‌ی ایجادشده توسط نظام سلطه است. در این زمینه، جمهوری اسلامی ایران همواره نشان داده است که کشوری حامی مسلمانان و نهضت‌های رهایی‌بخش، به‌ویژه ملت فلسطین است. این مشخصه‌ی هویتی برای ایران یک رسالت رهایی‌بخش قائل شده است که براساس آن، جمهوری اسلامی خود را موظف می‌داند به رهایی ملت‌های تحت ستم از سلطه‌ی ستمگران داخلی و خارجی کمک کند و در رسیدن آن‌ها به حقوق واقعی و مشروع خود، اهتمام ویژه‌ای مبذول نماید.
 
شواهد 36 سال گذشته، حاکی از آن است که نظام جمهوری اسلامی ایران برای رسیدن به وظیفه‌ی رهایی‌بخشی موجود در گفتمان متعالی انقلاب اسلامی، سعی نموده است که در سطح منطقه و جهان، نقاط مقاومت را در برابر هژمون و نظام سلطه بسیج کند و نوعی اتحاد و ائتلاف را در میان نیروهای ضدهژمونیک پیرامونی در نظام بین‌الملل ایجاد نماید. در همین راستا، تهران براساس این نقش و مشخصه‌ی هویتی، نه تنها در عرصه‌ی سیاست‌های اعلامی، بلکه در عرصه‌ی سیاست‌های اعمالی نیز به حمایت و دفاع از ملت‌های تحت ستم پرداخته و با نگاهی همه‌جانبه، همواره در صف اول حامیان مقاومت مردم مظلوم فلسطین در برابر جنایات صهیونیست‌ها قرار داشته است.
 
کارآمدی مقاومت در منطقه‌ی غرب آسیا
 
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ملت‌های تحت ستم منطقه بارقه‌ی امیدی را احساس کردند که هرچه از عمر انقلاب اسلامی و افزایش ابعاد قدرت آن در سطح منطقه و جهان گذشته است، آن‌ها توانسته‌اند به بسیاری از رؤیاهای خود در پرتو سیاست‌های اعلامی و اعمالی جمهوری اسلامی ایران دست یابند. این ملت‌های تحت ستم طی سال‌های گذشته، با محوریت ایران، جبهه‌ای را در سطح منطقه‌ی غرب آسیا شکل داده‌اند که مقاومت در برابر نظام سلطه و نمودهای آن نظام در منطقه را به چالش کشیده و نشان داده است که تنها در پرتو مقاومت و ایستادگی در مقابل نظم ناعادلانه‌ی موجود است که می‌توان به استقلال واقعی دست یافت. ملت‌ها و کشورهایی که در محور مقاومت قرار گرفته‌اند، علی‌رغم تحمل برخی سختی‌های اعمال‌شده توسط نظم ناعادلانه‌ی موجود، توانسته‌اند معادله‌ی دوسویه‌ی «سلطه‌گر و سلطه‌پذیر» پیشین را به چالش کشیده و پایه‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری قدرتی را بنا نهند که برای آن‌ها هویت و غرور ملی و اسلامی را به دنبال داشته است. در سوی دیگر ماجرا نیز دولت‌هایی قرار دارند که اکثراً از همان ابتدا، ماهیت شکل‌گیری و استقلال خود را در چارچوب نظم مدنظر نظام سلطه تعریف کرده‌اند.
 
فلذا عمدتاً در راستای خوش‌خدمتی به غرب، در جبهه‌ی مقابل جریان مقاومت و در جهت سازش گام برداشته‌اند؛ سازشی که به‌نوعی تضمین بقای حکومت آن‌ها را به‌گونه‌ای لرزان به ‌دنبال داشته است. این امر که غالباً در مغایرت با خواسته‌ی اکثریت مردم این کشورهای مرتجع بوده است، زمینه‌ی بروز نارضایتی و اعتراض به عملکرد حاکمان وابسته به غرب را فراهم آورده و بعضاً احساس سرخوردگی و تحقیر را بر ملت‌های این کشورها تحمیل کرده است. علاوه بر این، می‌توان گفت عدم انتخاب مسیر مقاومت و در پیش گرفتن راه سازش دولتمردان و حکام این کشورها با نظام سلطه و تبعیت از نظم مورد نظر آن، زمینه‌ساز گستاخی‌های غرب و فرزند نامشروعش یعنی رژیم صهیونیستی شده و تن دادن به خواسته‌های ناحق آن‌ها و عقب‌نشینی از بسیاری منافع ملی این کشورها را به دنبال داشته و سبب گردیده است که همواره پایه‌های حکمرانی حاکمان این کشورها بسیار سست و متزلزل باشد. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران با رهبری جریان مقاومت در منطقه‌ی غرب آسیا، توانسته است در تقابل با نظام سلطه، توازن قوا را به نفع خود و ملت‌های محور مقاومت بر هم بزند و جایگاه خود را از قدرتی متوسط، به قدرت برتر منطقه‌ی غرب آسیا تغییر دهد و نظم عادلانه و مطلوب خود را علی‌رغم مقابله‌ی سرسختانه‌ی نظام سلطه و حامیان منطقه‌ای آن، تا حد زیادی محقق نماید. تحولات منطقه و افزایش نقش بازیگری جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان پرچمدار محور مقاومت در منطقه نشان می‌دهد که تنها در پرتو برگزیدن استراتژی مقاومت و بر هم زدن نظم موجود و مطلوب غرب در منطقه، این موارد محقق شده است.
 
حمایت از مسلمانان و نهضت‌های رهایی‌بخش، به‌ویژه ملت فلسطین برای ایران یک رسالت رهایی‌بخش ایجاد کرده که براساس آن، جمهوری اسلامی خود را موظف می‌داند به رهایی ملت‌های تحت ستم از سلطه‌ی ستمگران داخلی و خارجی کمک کند و در رسیدن آن‌ها به حقوق واقعی و مشروع خود، اهتمام ویژه‌ای مبذول نماید.
 
به‌طور کلی، تحولات و تجارب گذشته در بسیاری از کشورهای منطقه، ما را به این نکته رهنمون می‌سازد که نظام سلطه در شرایطی تن به خواسته‌های ملت‌ها می‌دهد و به ارزش‌ها، هویت و استقلال آن‌ها احترام می‌گذارد که به طرق مختلف، در برابر آن، به مقابله و مقاومت برخیزند؛ چراکه ماهیت نظام مادی‌گرا و قدرت‌طلب جهانی، ماهیتی سلطه‌طلب و استکباری است که هر نوع تعاملی با دیگران را از موضع بالا به پایین می‌خواهد و لذا خط سازش برای پیاده کردن سیاست‌های خود، می‌بایست آرمان‌ها، ارزش‌ها و شاخص‌های مطلوب ملت خود را وجه‌المصالحه‌ی تعامل با غرب قرار دهد.
 
مسئله‌‌ی فلسطین؛ سازش یا مقاومت؟
 
در خصوص مسئله‌ی فلسطین نیز از دیرباز، دو جریان که یکی قائل به مقاومت و دیگری به دنبال سازش است، در بین گروه‌های فلسطینی قابل مشاهده است. در نگاهی کلی، جبهه‌ی مقاومت فلسطین، که عمدتاً در نوار غزه کنترل اوضاع را در دست دارند، همواره مورد حمایت ایران بوده است و جریان سازش که در کرانه‌ی باختری رود اردن سیاست‌های خود را اعمال می‌کند نیز مورد حمایت نظام سلطه و دول مرتجع و وابسته‌ی منطقه بوده است. نمایندگی جریان سازش را جنبش فتح و تشکیلات خودگردان فلسطین برعهده دارد و جنبش‌های حماس و جهاد اسلامی نیز جریان مقاومت و جهاد را نمایندگی می‌‌کنند.
 
دکترین جریان سازشکار مبتنی بر مذاکره و چانه‌زنی‌های سیاسی با تکیه بر اتحاد و ائتلاف‌های سیاسی خود در منطقه و جهان برای رهایی‌بخشی از سرزمین فلسطین (مناطق غربی رود اردن) است، اما دکترین جریان مقاومت که از سه دهه پیش وارد نزاع با اشغالگران صهیونیستی شده، مبتنی بر جهاد و مبارزه و تکیه بر توانایی‌های ذاتی فلسطینیان برای رهایی کل سرزمین فلسطین (مناطق بین دریای مدیترانه و رود اردن) از چنگال صهیونیست‌هاست. با توجه به ذکر این کلیات در این قسمت، سعی می‌کنیم با نگاهی به تجارب تاریخی گذشته، کارآمدی مذاکرات سازش را محک بزنیم و سپس به چالش‌های پیش روی جبهه‌ی مقاومت در فلسطین و موضع جمهوری اسلامی ایران در قبال مسئله‌ی فلسطین اشاره کنیم.
 
الف) ناکارآمدی سازش در حل مسئله‌ی فلسطین: نگاهی به بیش از دو دهه مذاکرات سازش بین گروه‌های فلسطینی و اسرائیل، نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی به هیچ‌کدام از تعهدات خود در چارچوب توافقات صورت‌گرفته، عمل نکرده است. مذاکرات متعدد سازش بین دو طرف، که به‌صورت جدی با پیمان اسلو در سال 1993 آغاز و با توافقات طابا، وای ریو، کمپ‌دیوید2 و... دنبال شده، حاکی از آن است که این مذاکرات همواره به‌صورت یکجانبه بوده و در برابر امتیازات عظیمی که طرف‌های فلسطینی به رژیم صهیونیستی اعطا کرده‌اند، معمولاً کمترین امتیازی به فلسطینیان داده نشده است و موارد محدودی هم که به نفع فلسطینیان در مذاکرات مورد تأیید قرار گرفته، هرگز جنبه‌ی عملیاتی پیدا نکرده است. از سوی دیگر، آمریکا نیز به‌عنوان مدافع سرسخت اسرائیل در تمامی مذاکرات سازشی که تاکنون انجام شده، همواره تلاش نموده است تا در طرح‌های ارائه‌شده از سوی فلسطین، در راستای منافع رژیم صهیونیستی تعدیل و تغییر ایجاد کند.
 
به نظر می‌رسد اسرائیل هنگامی بر مذاکرات سازش پای فشرده است که مبارزات ملت فلسطین با اوج‌گیری خشم انقلابی مردم، در مسیر پیشرفت و تحقق اهداف خود قرار داشته است. از این رو، سخن گفتن از صلح و سازش توسط این رژیم صرفاً تاکتیکی برای خروج از بن‌بست‌های این رژیم در مقاطع مختلف تاریخی بوده است.
 
ناکارآمدی جریان سازش در فلسطین زمانی بیشتر به چشم می‌آید که بدانیم اسرائیلی که در جنگ‌های گذشته با کشورهای عربی و گروه‌های فلسطینی به‌راحتی پیروز میدان بود، از سال 2000 میلادی به بعد و با شکل‌گیری کامل گروه‌های مقاومت در فلسطین، هرگز نتوانسته است یک وجب از خاک فلسطین را دوباره به اشغال خود درآورد. مجموعه‌ی این وقایع و حوادث نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی تنها با فشار و مقاومت، حاضر به امتیازدهی خواهد شد و کلید حل قضیه‌ی فلسطین تنها به دست مردم منطقه و با راهبرد مقاومت است؛ چراکه گزینه‌ی مقاومت، بیشترین منافع را برای فلسطینیان به‌همراه داشته است.
 
ب) چالش‌های پیش روی جریان مقاومت در فلسطین: با توجه به کارآمدی مقاومت در برابر رژیم کودک‌کش اسرائیل، آن رژیم و حامیان غربی و عربی‌اش در مذاکرات سازش با تشکیلات خودگردان، هدف خلع‌سلاح جبهه‌ی مقاومت و منزوی ساختن حماس و گروه‌های مقاومت در فلسطین را دنبال می‌کنند؛ چراکه رژیم صهیونیستی حضور حماس و مقاومت در ساختار قدرت فلسطین را بزرگ‌ترین تهدید امنیتی برای خود می‌بیند.
 
از دیگر چالش‌هایی که محور مقاومت با آن مواجه است، تحریم اقتصادی و محاصره‌ی نوار غزه توسط رژیم صهیونیستی و حامیان آن است که ممکن است تا حدی از سرعت دستیابی مقاومت به اهدافش در مقابله با رژیم صهیونیستی و بسترسازی برای تسلیح کرانه‌ی باختری کاسته و به برخی خواسته‌های جریان سازش، تحت فشار، تن دردهد.
رقابت با تشکیلات خودگردان و گروه‌های سازشکار در فرایند سیاسی دولت حاصل از سازش احتمالی، دیگر چالش پیش روی گروه‌های مقاومت در فلسطین است. البته براساس تجارب گذشته و شرایط مثبت به‌وجودآمده پس از جنگ 51روزه‌ی اخیر، به نظر می‌رسد در صورت برگزاری انتخاباتی آزاد و رعایت قواعد بازی از سوی گروه‌های سازشکار و اسرائیل، کفه‌ی موفقیت در چرخه‌ی قدرت دولت احتمالی، به نفع جبهه‌ی مقاومت سنگین‌تر باشد.
 
عدم انتخاب مسیر مقاومت و در پیش گرفتن راه سازش دولتمردان و حکام این کشورها با نظام سلطه و تبعیت از نظم مورد نظر آن، زمینه‌ساز گستاخی‌های غرب و فرزند نامشروعش یعنی رژیم صهیونیستی شده و تن دادن به خواسته‌های ناحق آن‌ها و عقب‌نشینی از بسیاری منافع ملی این کشورها را به دنبال داشته و سبب گردیده است که همواره پایه‌های حکمرانی حاکمان این کشورها بسیار سست و متزلزل باشد.
 
در جنگ اخیر هرچند شاهد بهره‌گیری گروه‌های مقاومت فلسطینی از ظرفیت رسانه‌های مختلف بودیم، اما رژیم صهیونیستی تلاش دارد با ارائه‌ی تصویر مورد نظر خود به افکار عمومی و بهره‌گیری از قدرت نرم، به تقویت و تطهیر جریان سازش فلسطین در افکار عمومی فلسطین و مردم منطقه و جهان بپردازد تا از این طریق به‌زعم خود، حماس و گروه‌های مقاومت را تضعیف کند و زمینه‌ی لازم برای رسیدن به سازش مطلوب خود را فراهم آورد.
 
همچنین در صورت سازش احتمالی، بدون در نظر گرفتن حقوق کامل ملت فلسطین، تشکیل دو دولت، مخصوصاً با پایتخت‌های قدس شرقی برای فلسطین و قدس غربی برای اسرائیل، بزرگ‌ترین هدیه‌ی امنیتی به این رژیم برای ادامه‌ی حیات خود و جلوگیری از مهاجرت‌های معکوس، سرکوب انتفاضه در همان آغاز راه و همچنین سرکوب مقاومت است.
 
ج) مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال مسئله‌ی فلسطین: از نظر جمهوری اسلامی ایران، نگاه به مسئله‌ی فلسطین باید براساس اصل عدالت و کرامت انسانی و با توجه به ریشه‌های اصلی بحران و تلاش برای حل‌وفصل آن براساس احقاق حقوق کامل ملت فلسطین باشد. همچنین ایران معتقد است که موضوع فلسطین جز از طریق حل‌وفصل مسائل اساسی همچون پایان اشغال تمام سرزمین‌های اشغالی، اعطای حق تعیین سرنوشت به ملت فلسطین، بازگشت همه‌ی آوارگان به سرزمین آباواجدادی خویش و تشکیل دولت یکپارچه‌ی فلسطینی به پایتختی قدس، به سرانجام نخواهد رسید. طرح جمهوری اسلامی ایران این است که تمامی فلسطینی‌ها به سرزمین خود بازگردند و در یک همه‌پرسی با حضور مسلمانان، مسیحیان و یهودیان به‌عنوان صاحبان اصلی سرزمین فلسطین، سرنوشت آن‌ها رقم بخورد، ولی از آنجایی که نتیجه‌ی این پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران، پیروزی فلسطینیان در همه‌پرسی است، تا به حال مورد پذیرش نظام سلطه و به تبع آن، جریان سازش فلسطینی، واقع نشده است.
 
در خصوص مذاکرات سازش نیز جمهوری اسلامی ایران معتقد است که این مذاکرات پوششی برای توسعه‌ی شهرک‌های صهیونیست‌نشین و تضییع حقوق کامل ملت فلسطین است. لذا جمهوری اسلامی ایران بر گزینه‌ی مقاومت و تسلیح کرانه‌ی باختری در شرایط کنونی به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی گفتمان مقاومت جهت شکل‌گیری انتفاضه‌ی سوم تأکید دارد.
 
چالش‌ها و بدیل‌های سازش احتمالی برای جمهوری اسلامی ایران
 
چالش‌ها: حال اگر فرض بگیریم که جریان سازش در فلسطین بتواند بر جبهه‌ی مقاومت، که مورد حمایت ایران است، غلبه یابد و مذاکرات سازش به نتیجه برسد، این سازش احتمالی می‌تواند برخی منافع ملی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران را با چالش مواجه سازد.
 
یکی از این چالش‌ها این است که آمریکا تلاش می‌نماید به طرق مختلف، جبهه‌ی مقاومت را در فلسطین سرکوب نماید و کارت مقاومت فلسطین را از دست ایران و محور مقاومت خارج کند تا به این ترتیب، به‌زعم خود، از محبوبیت و نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان اسلام، به‌عنوان مدافع اصلی فلسطین، بکاهد و ضمن افزایش چتر امنیتی برای رژیم اسرائیل، حاشیه‌ی امنیتی ایران را نیز کاهش دهد.
 
همچنین آن‌ها سعی خواهند کرد تا از این طریق، فشار مضاعفی بر محور مقاومت وارد کنند و با هیاهوی رسانه‌ای، گفتمان مقاومت انقلاب اسلامی را که تاکنون در مقابل نظم ناعادلانه‌ی نظام سلطه قرار داشته، به چالش بکشند و فضای روانی لازم برای انزوا و انفعال سایر گروه‌ها و دولت‌های محور مقاومت در منطقه‌ی غرب آسیا را فراهم نمایند.
در کنار این اقداماتِ نظام سلطه و کاهش قدرت بازیگری ایران در مسئله‌ی فلسطین، تأثیرگذاری بر قدرت چانه‌زنی ایران در مذاکرات هسته‌ای نیز تا حدی می‌تواند محتمل باشد.
 
در صورت وقوع سازش احتمالی و خلع سلاح گروه‌های مقاومت فلسطین، نظام سلطه در آن منطقه، به ترمیم ناحیه‌ای از نظم ناعادلانه‌ای که جمهوری اسلامی ایران طی 36 سال گذشته آن را بر هم زده است، اقدام خواهد نمود.
 
بدیل‌ها: با ذکر تعدادی از چالش‌هایی که سازش احتمالی در فلسطین برای جمهوری اسلامی ایران به‌همراه خواهد داشت، لازم است بدیل‌هایی برای این سازش احتمالی، که در شرایط فعلی چندان محتمل نیست، از سوی ایران مدنظر قرار گیرد.
 
به نظر نگارنده، علاوه بر استفاده از ظرفیت گروه‌های ناراضی از هر نوع سازشی، لازم است جمهوری اسلامی ایران با بهره‌گیری از مؤلفه‌های قدرت نرم و دیپلماسی عمومی، تأثیرگذاری بر روی اذهان و افکار عمومی ملت فلسطین و ملت‌های عرب که جامعه‌ی هدف هستند را به‌طور ویژه مدنظر قرار دهد تا از این طریق، هزینه‌های هرگونه سازشی را برای گروه‌های سازشکار فلسطینی افزایش دهد و آن‌ها را به سمتی هدایت نماید که حقوق کامل فلسطین تأمین شود.
تولید فیلم‌های تاریخی بلند و کوتاه، انتشار کتب و نقشه و... با محوریت تبیین روشنگرانه از نحوه‌ی شکل‌‌گیری رژیم صهیونیستی و وقایعی که باعث اشغال هرچه بیشتر سرزمین‌های تاریخی فلسطین در سال‌های بعد از آن شده است، می‌تواند ابعاد جنایات و غصب خاک فلسطین از سوی اسرائیل را برای اذهان مشتاق نسل جوان امروز در داخل فلسطین و سرزمین‌های اشغالی، به ارمغان بیاورد.
 
در کنار این موارد، بهره‌گیری از رسانه‌ها، فضای مجازی، شبکه‌های اجتماعی مجازی و تولید محتویات هدفمند در این شبکه‌ها، برای تأثیر بر افکار عمومی فلسطین و ملت‌های عرب نیز می‌تواند مفید واقع شود.
 
سازش احتمالی و سرکوب گروه‌های مقاومت در فلسطین، چالش‌هایی چون کاهش محبوبیت و نفوذ ایران در منطقه، محدود کردن حاشیه‌ی امنیتی ایران، ایجاد هیاهوی رسانه‌ای برای زیر سؤال بردن گفتمان مقاومت و ایجاد فضای روانی برای به انزوا کشاندن سایر گروه‌ها و ملت‌های محور مقاومت و ترمیم ناحیه‌ی صدمه‌دیده‌ی نظم ناعادلانه‌ی نظام سلطه در منطقه را برای ایران ایجاد خواهد کرد.
 
پژوهش، پیگیری و ایجاد بسترهای مناسب برای اجرای اصول اقتصاد مقاومتی مدنظر مقام معظم رهبری متناسب با نیازمندی‌های نوار غزه نیز می‌تواند به‌عنوان راهکاری دیگر در جهت کاهش فشارهای اقتصادی مترتب بر مردم و مسئولین این منطقه، که نقش مؤثری در ادامه‌ی راه مقاومت در فلسطین دارند، مطمح نظر تصمیم‌گیران جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد.
 
از دیگر راه‌های رسیدن فلسطینیان به برخی حقوق خود، عضویت در سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای به‌ویژه نهادهای قضایی و حقوق بشری مستقل است. مسلم است که بهره‌گیری از ظرفیت این‌گونه سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی در کنار جریان سیاسی و رسانه‌ای، امکان محکومیت و صدور برخی احکام علیه رژیم صهیونیستی و متعاقب آن، فشار افکار عمومی جهانی برای احقاق حقوق فلسطینیان و تقویت پایگاه بین‌المللی و تغییر انگاره‌سازی‌های غرب در ارتباط با گروه‌های مقاومت را به دنبال خواهد داشت.  
 
همچنین راهکار دیگری که به نظر می‌رسد، این است که در سطح سیاسی و دیپلماتیک، تلاش شود تا با ترغیب و وارد ساختن جدی قدرت‌های دیگر همچون چین، روسیه و مجمع عمومی سازمان ملل متحد به مسئله‌ی فلسطین، به بیش از دو دهه سیطره‌ی آمریکا بر مذاکرات سازش فلسطینیان پایان داده شود و جبهه‌ی جدیدی برای حل منازعه باز شود تا از این طریق، بتوان مانع تضعیف جبهه‌ی مقاومت در فلسطین شد.
 
فرجام سخن
با توجه به مواردی که مورد اشاره قرار گرفت، تحولات منطقه‌ی غرب آسیا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، اثبات کرده است که راه رسیدن به استقلال، منافع، هویت و ارزش‌های ملی-اسلامی هر ملتی در این منطقه، در گرو پیوستن به جبهه‌ی مقاومت و مقابله با نظم ناعادلانه‌ی نظام سلطه است؛ چراکه این نظام تنها در برابر افزایش مقاومت و پافشاری ملت‌ها، حاضر به عقب‌نشینی از خواسته‌های استثماری خود است. در مسئله‌ی فلسطین نیز براساس تجارب و توافق‌های سازش و با توجه به شکست‌های مکرر گفتمان سازش در گذشته، شاهد هستیم که ملت فلسطین نیز برای دستیابی به حقوق کامل خود، راهی جز مقاومت در برابر رژیم اشغالگر صهیونیستی ندارد. تجربه‌ی دو دهه‌ی گذشته ثابت کرده آنچه در بازپس‌گیری حقوق غصب‌شده‌ی ملت فلسطین در برابر رژیم صهیونیستی مفید است، مقاومت مسلحانه و ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی‌های رژیم صهیونیستی تحت موجودیت گروه‌های مقاومت فلسطین است.
 
در این راستا، موضع تهران حمایت اعلامی و اعمالی از گروه‌های مقاومت در جهت رسیدن به آرمان فلسطین و پیشنهاد برگزاری همه‌پرسی فراگیر در فلسطین است. چالش‌های پیش روی جبهه‌ی مقاومت در فلسطین نیز از تضعیف، انزوا و سرکوب حماس و گروه‌های مقاومت، تحریم اقتصادی و محاصره‌ی نوار غزه توسط رژیم صهیونیستی تا رقابت با تشکیلات خودگردان و گروه‌های سازشکار در فرایند سیاسی دولت حاصل از سازش احتمالی را در بر می‌گیرد.
 
چنان‌که گفته شد، در صورت شکل‌گیری هرگونه سازش احتمالی، از آنجایی که آمریکا به‌عنوان حامی بلامنازع اسرائیل خود را ملزم به حفظ و تأمین منافع و امنیت رژیم صهیونیستی می‌داند، لذا هر سازشی صورت پذیرد، نمی‌تواند تمامی خواسته‌های مشروع و مطلوب فلسطینیان را به‌همراه داشته باشد. از نگاهی دیگر، سازش احتمالی و سرکوب گروه‌های مقاومت در فلسطین، چالش‌هایی چون کاهش محبوبیت و نفوذ ایران در منطقه، محدود کردن حاشیه‌ی امنیتی ایران، ایجاد هیاهوی رسانه‌ای برای زیر سؤال بردن گفتمان مقاومت و ایجاد فضای روانی برای به انزوا کشاندن سایر گروه‌ها و ملت‌های محور مقاومت و ترمیم ناحیه‌ی صدمه‌دیده‌ی نظم ناعادلانه‌ی نظام سلطه در منطقه را برای ایران ایجاد خواهد کرد.
 
در این راستا، راهکارهایی برای مقابله با سازش احتمالی و کاهش وزنه‌ی گروه‌های مقاومت فلسطینی نیز پیشنهاد گردید که بهره‌گیری از مؤلفه‌های قدرت نرم و دیپلماسی عمومی، پژوهش و پیاده‌سازی اصول اقتصاد مقاومتی متناسب با فضای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نوار غزه برای کاهش فشارهای اقتصادی در آن منطقه، عضویت فلسطین در سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی قضایی و حقوق بشری، وارد ساختن جدی قدرت‌هایی چون چین، روسیه و مجمع عمومی سازمان ملل متحد به مذاکرات سازش و پایان دادن به سیطره‌ی دولت آمریکا بر این مذاکرات، از جمله‌ی این راهکارها بود تا از تضعیف جبهه‌ی مقاومت در فلسطین اشغالی ممانعت به عمل آمده و همه‌ی گروه‌های فلسطینی به این درک برسند که مقاومت اصلی‌ترین و عزت‌مندانه‌ترین راه آزادی فلسطین و تنها زبان و منطقی است که صهیونیست‌ها آن را می‌فهمند.*
 
* حمیدرضا منتظری؛ دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی (ره) / انتهای متن /
انتهای پیام/
margin-right: -280px;
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
: