متن خبر

سردار فضلي از عمليات فتح‌المبين مي‌گويد؛

فتح‌المبين؛ جايي كه اخلاص جبهه‌ها را در‌نورديد
فتح‌المبين قطعه‌اي از بهشت است، اين شعار نيست اين شعور حقيقي است كه فرزندان اين مرز و بوم به آن عامل بودند، اينجا بچه‌ها به خدا اعتماد كردند.


تاریخ : 1393/1/9 12:39:0
تعداد بازدید : 1383 نفر
نسخه چاپی: print

خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، سردار علي فضلي، جانشين رئيس سازمان بسيج و مستضعفين در جمع كاروان رسانه اعزامي به سرزمين‌هاي نور در يادبود شهيد فوزيه شيردل، با خوشامدگويي به زائران گفت: به رزم‌گاه رزمندگان اسلام خوش آمديد، اينجا قطعه‌اي از بهشت است، اين شعار نيست اين شعور حقيقي است كه فرزندان اين مرز و بوم به آن عامل بودند، اينجا بچه‌ها به خدا اعتماد كردند، راسخ بودند و پايبند. مطمئن بودند اگر از خدا چيزي را مي‌خواهند عنايت او را هم حتماً همراه خود دارند.

وي اظهار كرد: شايد بتوان گفت راهيان نور از دوران دفاع مقدس آغاز شد، اما در سال‌هاي بعد از دفاع مقدس به يك ساختار منسجم رسيد، ابتدا بخش‌هايي از يگان‌ها به‌صورت داوطلبانه شكل گرفت و بعد رفته رفته در حدود يك دهه پيش، انسجام بيشتري در حوزه اعزام به خود گرفت.

فرمانده دوران دفاع مقدس افزود: راهيان نور فرآيندي دارد شامل ايجاد زيارتگاه و زائرسرا، بيان روايت دفاع مقدس، در حوزه اعزام، تأمين آب، غذا، تغذيه و خدمتگزاري را داريم، در حوزه عمليات عرفاني شهدا كار نرم‌افزاري را داريم كه راويان، خادمان، مبلغان و مديران كاروان‌ها همه و همه دل دادند تا اين كار انجام بشود.

انسجام مردمي در كاروا‌ن‌هاي راهيان نور

سردار فضلي با بيان اينكه در اين مأموريت همه درگير هستند، گفت: اين كار كاملاً با حضور مردم و در هماهنگي و انسجام مردمي صورت مي‌گيرد، اين كار به‌صورت ساختارمند در ستاد مركزي كه اتاق فكر اين عمليات بزرگ فرهنگي است و اعضايش نيروهاي مسلح و بخش كشوري و لشكري است، انجام مي‌شود، در شوراي راهبري، شوراي سياستگذاري، در سازمان‌هاي نيروهاي مسلح، در سپاه و بسيج، در ارتش و در نيروي انتظامي و در جهاد كشاورزي نيز قرارگاه‌هايي تشكيل شده، الحمدلله با يكدلي، زمينه‌اي براي حضور مردم شريفمان فراهم شده است.

فتح‌المبين، عرصه مردي و مردانگي است

اين يادگار دفاع مقدس با اشاره به عمليات فتح‌المبين گفت: همه منطقه فتح‌المبين، مردي و مردانگي است، همه آن مجاهده فرزندان عزيز اين مردم است، زمانيكه عمليات فتح‌المبين در شب دوم فروردين 1361 طراحي و اجرا شد، تصور كار به اين بزرگي كه حدود 1700 كيلومتر مربع را در برمي‌گرفت خيلي در ذهنمان نمي‌گنجيد، اما به فضل و عنايت خدا رزمندگان اسلام به اين بلوغ رسيدند و در ميدان عمل اثبات شد كه عنايت خدا و درايت و هدايت امام(ره) و وحدتي كه بين خانواده نيروهاي مسلح، ارتش جمهوري اسلامي ايران، ژاندارمري، شهرباني، كميته‌هاي انقلاب اسلامي، جهاد، بسيج و سپاه وجود داشت، كارساز شد و همانطور كه امام عظيم‌الشأن ما دوست ‌داشتند، همه با هم يد واحده‌اي شدند.

اسارت 16 هزار نيروي عراقي در عمليات فتح‌المبين

سردار فضلي بيان كرد: در يك انسجام و هماهنگي و در يك نبرد يك هفته‌اي با وجود اينكه در بعضي از مناطق مقاومت‌هاي ويژه‌اي از دشمن مي‌ديديم مثل تنگه رقابيه و دشت عباس، ولي آنگاه كه خداوند عنايتش را شامل حال ما كرد، با شكستن ابهت دشمن و خطوط آ‌ن‌ها پيشروي آسان شد تا جايي كه در سايه اين يكدلي و وحدت، حدود 16 هزار نيروي عراقي در عمليات فتح‌المبين به اسارت سپاه اسلام درآمدند و اين يك دستاورد بزرگ بود.

وي به ذكر توضيحاتي درباره زيارتگاه شهداي فتح‌المبين پرداخت و گفت: اين زيارتگاه نقطه‌اي است كه يكي از رزم‌گاه‌ها بوده است و تعدادي هم در اين جغرافيا شهيد تقديم اسلام كرده‌ايم؛ اينجا بازسازي شده و امروز به‌عنوان يكي از زيارتگاه‌هاي دفاع مقدس در اختيار مردم شريفمان قرار گرفته است.

اين فرمانده دوران دفاع مقدس عنوان كرد: در روايت فتح‌المبين كه تقريباً 32 سال پيش در روزهاي اول فرودين سال 1361 به وقوع پيوست، رزمندگان اسلام به بلوغي رسيدند كه عمليات بزرگ فتح‌المبين را انجام دادند، اين عمليات تلفيقي است از عزيزان ارتش، بسيج، سپاه، جهاد، شهرباني، ژاندارمري و سرويس‌هاي انقلاب اسلامي، همه در اين عمليات بزرگ و غرور آفرين سهم دارند، همه مشاركت دارند و كم و زياد آن اصلاً مهم نيست.

سردار فضلي با اشاره به جغرافياي اين منطقه گفت: منطقه فتح‌المبين 1700 كيلومترمربع وسعت دارد، از يك سمت به تنگه رقابيه مي‌رسد كه تا اينجا حداقل 35، 40 كيلومتر فاصله دارد، در حدود 10 كيلومتري سايت چهار و پنج واقع شد‌ه‌ و از سمت راست به منطقه عمومي دهلران از استان ايلام مي‌رسد، در عمليات فتح‌المبين يگان‌هاي ارتش و سپاه در اين مجموعه با هم تلفيق بودند.


اين فرمانده دوران دفاع مقدس با بيان اينكه عمليات فتح‌المبين بين ارتش و سپاه مشترك بود، گفت: لشكر عملياتي فجر به فرماندهي شهيد مجيد بقايي و سه تيپ از سپاه با لشكر 77 خراسان ادغام شده بود. من آن روز خادم تيپ 33 المهدي(عج) بودم، در تيپ المهدي(عج) با تيپ 17 قم و تيپ امام سجاد(ع) و لشكر 77 خراسان ادغام بوديم و عرصه خدمت ما از جاده فكه به سمت سايت چهار و سايت پنج و رادار بود، در مسير به تپه سبز مي‌رسيديم از تپه سبز قدري جلوتر محل گسترش عراقي‌ها بود.

سردار فضلي با بيان اينكه همزمان در شب اول فروردين پيش‌بيني اجراي عمليات فتح‌المبين صورت گرفت، عنوان كرد: آن روزها عمق ميدان‌هاي مين دشمن 20، 30، 40 و يا 50 متر بيشتر نمي‌شد، اما در يك نقطه در تنگه رقابيه قريب به 900 متر عمق ميدان مين بود، در شب اول فروردين همه رزمندگان اسلام به‌صورت هماهنگ پاي كار آمدند، اما قبل از شروع رسمي عمليات، عراقي‌ها يك عمليات پيش‌دستانه انجام دادند و زودتر از اينكه ما با دشمن درگير شويم آن‌ها در تنگه رقابيه وارد عمليات شدند.

وي افزود: تصميم بر اين شد كه در ديگر مناطق، عمليات شروع نشود، رزمندگان برگشتند به مواضع خودشان و ميدان مين را ترميم كردند طوري كه هيچ آثاري از رخنه و نفوذ پيدا نبود، اما تيپ 8 نجف اشرف شهيد سردار كاظمي و تيپ 55 هوابرد سرهنگ عبادت از ارتش جمهوري اسلامي ايران، مقاومت جانانه‌اي را در تنگه رقابيه از خود نشان دادند، از آن طرف عنايت خدا و مرحمت الهي بود كه ميدان مين با عمق 900 متر به‌واسطه خود دشمن باز شد.

سقوط تنگه‌هاي زليجان، ميشداغ و رقابيه، گام‌هاي بلند فتح‌المبين بود
اين فرمانده دوران دفاع مقدس تصريح كرد: شب دوم فروردين كه شب اصلي عمليات بود خداوند عنايتش را پي در پي شامل حال ما كرد، شهيد باكري بايد از پشت تنگه رقابيه مي‌رفت تا به تنگه زليجان برسد كه محل استقرار عراقي‌ها بود، بعد هم كه تنگه ميشداغ بود، بايد مسافتي طولاني نزديك به 15، 16 كيلومتر را طي مي‌كرد تا به تنگه زليجان مي‌رسيد، آنجا سرفرماندهي نيروهاي لشكر دشمن بود، استقرارشان در منطقه ميشداغ بود، شب اصلي عمليات، شهيد باكري براساس طرح پيش‌بيني شده به سراغ تنگه زليجان رفت، خداوند عنايتي كرد و تنگه زليجان كه عقبه دشمن بود سقوط كرد و سپاه اسلام به سمت قرارگاه سر فرماندهي نيروهاي عراقي در تنگه ميشداغ پيش‌روي كردند.

وي اظهار كرد: آنجا عنايت ديگري را از خدا شاهد بوديم و آن اينكه يگاني كه شب قبل در منطقه رقابيه عمليات كرده بود، توان رزمي خود را از دست داده بود، يگان ديگري هم كه جايگزين شده بود توان و آمادگي جدي را نداشت؛ اولين گام‌هاي بلند در فتح‌المبين سقوط تنگه زليجان، تنگه ميشداغ و تنگه رقابيه بود و در بقيه نقاط پيشروي ادامه يافت.

سردار فضلي گفت: ما در تيپ المهدي(عج) در منقطه خط سبز به سمت رودخانه فصلي خِنِگ، سايت چهار و سايت پنج و رادار پيش روي مي‌كرديم، سه چهار كيلومتر كه جلوتر آمديم دستور توقف داده شد و جنگ سختي در منطقه دشت عباس كه شمال اين منطقه است بين سپاه اسلام و دشمن صورت گرفت كه قريب به سه روز طول كشيد، به حدي دشمن از تانك و نفربر در اين جغرافيا استفاده كرد كه قابل توصيف نيست، در بعضي از ساعت‌ها آمار تانك‌ها و نفربرهاي دشمن از تعداد رزمنده‌هايي كه در دشت عباس با آن‌ها مي‌جنگيدند بيشتر مي‌شد.

نبرد سخت در دشت عباس

وي با اشاره به گزارش احمد متوسليان از اين نبرد، گفت: شخصيت عزيز جاويدالاثر، احمد متوسليان كه فرمانده تيپ حضرت رسول(ص) در منطقه دشت عباس بود گزارش مي‌داد كه به حرمت آر پي چي هفت بچه‌ها، كلاهك‌هاي تانك است كه دائم به هوا پرتاب مي‌شود. هيچ دغدغه‌اي از بابت كثرت نيرو، تجهيزات و امكانات دشمن به ذهن هيچ رزمند‌ه‌اي ورود پيدا نمي‌كرد اما شرايط سختي در دشت عباس بود، حتي نزديك بود براي اينكه قابليت دفاع از جغرافيا وجود داشته باشد به پايان عمليات تصميم گرفته ‌شود، اما اين بچه‌ها كه جوانمردي كرده بودند اين بچه‌ها كه به خدا اعتماد كرده بودند در دشت عباس رژيم متجاوز بعث عراق را تنبيه جدي كردند و هنوز هم جنازه بعضي از تانك‌ها و نفربرها در آن جغرافيا قرار دارد.

سردار فضلي ادامه داد: وقتي كه دشت عباس تأمين شد، مرحله بعدي عمليات كه هدف غائي پيش‌بيني شده بود، حركت به طرف سايت رادار بود، خداوند هم عنايتي كرد فراتر از آن چيزي كه برآورد ما بود، ديدم كه از جاده به سمت چپ به‌سوي رودخانه كرخه، بيش از يك تيپ از دشمن استقرار دارد، بچه‌ها داشتند به طرف سايت رادار پيش‌روي مي‌كردند، حداقل دو، سه ساعت زمان نياز داشتند، سوار بر يك جيپ به طرف سايت رادار حركت كردم، هر چه جلوتر مي‌رفتيم مي‌ديديم كه ابهت دشمن شكسته شده، اضمحلال روحيه دشمن مشهود بود، هشتصد، نهصد متري سايت رادار بودم، جيپ ديگري را ديدم كه از آن طرف مي‌آيد وقتي كه به ما نزديك شد ديدم كه سردار كوسه‌چي است، جانشين تيپ هفت دزفول، آن‌ها جناح راست ما بودند يعني سمت راست جاده، با سردار سرلشكر پاسدار شهيد حسن باقري با بيسم تماس گرفت و گفت كه در كنار سايت رادار هستيم، شهيد باقري قبول نمي‌كرد، گفت غير ممكن است شما با اين سرعت به سايت رادار نزديك شده باشيد، گفتم مي‌شود من گوشي را بگيرم صحبت كنم، گفتم برادر باقري درست مي‌گويد، ما اينجا با هم هستيم، الان ما در هشتصد، نهصد متري سايت رادار قرار داريم حرفمان با شهيد باقري تمام شد، من هم خواستم اين گزارش را به فرمانده خودمان شهيد مجيد بقايي عرض كنم، تماس گرفتم و گفتم: برادر مجيد ما الان نزديكي‌ سايت رادار هستيم گفت غيرممكن است، محال است مگر مي‌شود شما با اين سرعت به سايت رادار رسيده باشيد، گفتم ممكن است شما با كوسه‌چي صحبت كنيد، كوسه‌چي گفت بله ما در سايت رادار هستيم. پيشرويمان هم قابل باور نبود، فرماندهان ما هم تصور آن را نداشتند كه با اين سرعت خداوند عنايت كند و جلو برويم.

وي به ذكر خاطره‌اي پرداخت و گفت: در قرارگاه تاكتيكيمان در ملحه كه تقريباً حدود چهار كيلومتر يا سه كيلومتر با تپه سبز فاصله دارد، جانبازي داشتيم به اسم مظفر برماسيان كه از يك دست آسيب ديده بود، قطع نشده بود اما اين دست ديگر خيلي برايش كارايي نداشت، اما حضورش را در جبهه‌ حفظ كرده بود و به‌عنوان مسئول تداركات در قرارگاه تاكتيكي به ما كمك مي‌كرد، صبح زود بعد از نماز به من اصرار كرد كه اجازه مي‌دهي همراه اين گرداني كه امروز مي‌‌خواهند پيشروي كنند بروم، به هر حال پذيرفتيم، نزديكي‌هاي ساعت 9 صبح ديدم كه يك ستوني از سمت چپ جاده به سمت جاده در حركت است شايد هزار، هزار و صد، هزار و دويست نفر نيروي عراقي را مظفر برماسيان كه اهل دهدشت و از تيپ المهدي(عج) بود همراه چند نفر ديگر از دوستان اسير كردند، خيره شدم گفتم: مظفر اين همه اسير را از كجا آوردي گفت: نمي‌دانم خداوند چه رعبي را در دل دشمن ايجاد كرد، وقتي ما به تانك‌ها و نفربرهاي دشمن رسيديم آن‌ها مي‌توانستند با همان سرعتشان ما را با همان تانك‌ها و نفربرها زير چرخ‌هايشان له كنند زير چكمه‌هاي ذره‌پوششان له كنند، اما خداوند در دل اينها يك رعب و وحشتي انداخته بود كه از تانك‌ها و نفربرهايشان پياده مي‌شدند و خودشان را تسليم سپاه اسلام ‌مي‌كردند.

سردار فضلي خاطره‌ ديگري نقل كرد و گفت: ديدم لودري نزديك مي‌شود، مهدي نشاسته‌اي، مسئول مهندسي تيپ المهدي(عج) بيل لودر را بالا گرفته، گفتم: آقا مهدي چرا اين بيل را گرفتي بالا گفت: يك سرتيپ عراقي را در اين بيل لودر نشانده‌ام كه بچه‌ها به آن آسيب نرسانند، جزو اسرايي است كه ساعتي قبل بچه‌ها اسيرشان كرده‌اند.

وي افزود: به سايت رادار رسيديم، توپخانه‌هاي دشمن يكجا به تصرف سپاه اسلام درآمد، گفتيم حالا كه خدا عنايت كرده بايد از موقعيت استفاده كنيم، ادامه مسير را در حالي كه عراقي‌ها وضعيت روحي بسيار بدي پيدا كرده بودند تا حوالي حسن قندي و تپه‌هاي رملي 181 و 182 پيشروي كرديم، آنجا ديديم كه عراقي‌ها مواضع دفاعي دارند، ما هم احساس كرديم كه بايد موضع دفاعي ايجاد كنيم.

امام(ره) با كمك از قرآن نام فتح‌المبين را انتخاب فرمود

اين يادگار دوران جبهه و جنگ با بيان اينكه عنايت، لطف و مرحمت و مددهاي غيبي خدا در سايه اخلاصي كه اين بچه‌ها داشتند، باعث اين پيروزي شد، گفت: وقتي از امام عظيم‌الشأنمان درباره رمز اين عمليات سؤال كردند، ايشان با تفألي به قرآن فرمودند اسم اين عمليات را مي‌گذاريم فتح المبين. امام(ره) فرمودند فتح‌المبين مي‌گذاريم يعني فتح روشن يعني فتح نمايان. معلوم مي‌شود كه امام(ره) با آن نگاه بلند و رفيع قرآني‌شان، دفاع مقدس و اين رزمنده‌ها را راهبري و هدايت مي‌كردند اين منطقه فتح‌المبين با همه سختي‌‌هايي كه در پيش روي اسلام بود، ظرف يك هفته از اشغال دشمن آزاد شد و به دامن امت اسلامي و ايران اسلامي بازگشت آن روز بزرگترين عيدي سپاه اسلام به مردم شريفمان فتح جبهه فتح‌المبين بود.

دفاع مقدس متعلق به همه مردم است

سردار فضلي عنوان كرد: دفاع مقدس متعلق به هيچ گروه و جناحي نيست، متعلق به همه مردم است، شهدا متعلق به همه مردم هستند، راه هم براي همه مردم باز شده، امسال قدري با مشكلات اقتصادي مواجه هستيم و اقتصاد مقاومتي جزو مباني ماست، از سازمان‌هاي مردمي و مردم‌نهاد براي حضور در سرزمين‌هاي نور دعوت مي‌كنيم، هر شخصي كه مايل است مي‌تواند با هماهنگي بسيج در زائرسراي استان خودش حضور پيدا كند، امروز براي قريب به يكصد و دو هزار و چهارصد نفر امكان شب‌ماني در اردوگاه‌هاي ما فراهم هست، بيش از صد هزار و در شرايطي كه به اوج كار مي‌رسيم قريب به دويست هزار عزيز دست‌اندركار راهيان نور، خدمت در اين عمليات بزرگ اثرگذار فرهنگي را عهده‌دار هستند.

وي تصريح كرد: مقام معظم رهبري در چندين دوره، در مناطق عملياتي از جمله پادگان دو كوهه، منطقه فتح‌المبين، دهلاويه، هويزه و شلمچه حضور پيدا كرده‌اند تا راه را گم نكنيم و چراغ راهمان به‌سوي مسير الي الله روشن باشد.

فرازي از سخنان مقام معظم رهبري درباره جبهه و جنگ

سردار فضلي به ذكر سخناني از مقام معظم رهبري در رابطه با جبهه و جنگ پرداخت و گفت: در شلمچه مولاي ما جبهه و عمليات كربلاي پنج را اين گونه بيان مي‌فرمايند: شب‌هاي عمليات كربلاي پنج، شب‌هاي قدر اين انقلاب است، انس با آن شما را وارسته مي‌كند هر كس آن را فراموش كند نامش از اردوگاه انقلاب قلم خواهد خورد، در فراز ديگري مي‌فرمايد: وقتي كه من از سپاه مي‌گويم در واقع سپاه و بسيج يكي است در اين مقوله ارتش، سپاه و بسيج خانواده نيروهاي مسلح يكي است. در جايي ديگر مي‌فرمايند: سپاه، كربلا را در شلمچه مشق كرد، اين خاطره ماندگار خونين حسيني را زنده نگاه داريد.


منبع: خبرگزاري ايكنا






به خبر امتیاز بدهید:
امتیاز : rating




  نظرات